A study trip to the UK

I want to talk about my life in (the) UK. I went to study in the UK a few years ago. The most exciting experience is that I went to a host family for my Christmas holiday in December. I went there alone … on a train. It took me about one or two hours to get there, to York, and then I stayed there for one week. This was the first time that I spent time with a UK family, and I learned a lot from them. They treat (treated) me like a family member, they took me out to eat, to play, and to see all the different interesting cultures of their region. On Christmas Day, they even bought me some presents to celebrate Christmas (celebrate Christmas).

می‌خواهم درباره زندگی‌ام در بریتانیا صحبت کنم. من چند سال پیش برای تحصیل به انگلستان رفتم. هیجان انگیزترین تجربه این است که برای تعطیلات کریسمس در دسامبر به خانواده میزبان رفتم. من تنها به آنجا رفتم … در قطار. حدود یکی دو ساعت طول کشید تا به آنجا رسیدم، به یورک، و سپس یک هفته آنجا ماندم. این اولین باری بود که با یک خانواده بریتانیایی وقت گذراندم که چیزهای زیادی از آنها آموختم. آنها با من مانند یکی از اعضای خانواده رفتار می کردند، آنها مرا برای غذا خوردن، بازی و دیدن همه فرهنگ های مختلف جالب منطقه خود بیرون بردند. در روز کریسمس، آنها حتی برای من هدیه خریدند تا کریسمس را جشن بگیرند (جشن کریسمس)

When I went back to Oxford, which was the place that I stayed for that year, I had the chance to teach in a Chinese school every Sunday. The kids are (were) about 14 years old and I taught them Chinese. They were very cute, but they all speak (spoke) in English. I spent lots of time to encourage (encouraging) them to speak in Cantonese.

وقتی به آکسفورد برگشتم، جایی که در آن سال اقامت داشتم، هر یکشنبه این فرصت را داشتم که در یک مدرسه چینی تدریس کنم. بچه ها حدودا 14 ساله هستند و من به آنها زبان چینی یاد دادم. آنها بسیار ناز بودند اما همه آنها به انگلیسی صحبت می کردند. من زمان زیادی را صرف تشویق (تشویق) آنها به صحبت به زبان کانتونی کردم

During my study (studies) in the UK, I lived with (a) few other students from different countries. They are very nice and we used to cook on our own, just like a big family. Every day we will go to … every day we went to supermarkets to buy food and drinks and desserts. We cooked every day. I was not a good cook – normally I just put everything into (the) oven. And I’ve tried (I tried) to bake a cake before but failed and they all laughed at me. And every time when I bake(d) a cake, they never taste(d) it. We share(d) a flat together – we share(d) kitchen, bathrooms but we do (did) have our own sink and bedroom. The life (Life) in the UK is quite relaxing besides study because you can explore more and do different activities at school or even some other extracurricular activities.

در طول تحصیل (تحصیل) در انگلستان، با (الف) چند دانشجوی دیگر از کشورهای مختلف زندگی کردم. آنها خیلی خوب هستند و ما خودمان درست مثل یک خانواده بزرگ آشپزی می کردیم. هر روز به … هر روز برای خرید غذا و نوشیدنی و دسر به سوپرمارکت ها می رفتیم. ما هر روز آشپزی می کردیم. من آشپز خوبی نبودم – معمولاً همه چیز را در فر قرار می دادم. و من قبلاً (سعی کردم) کیک بپزم اما موفق نشدم و همه به من خندیدند. و هر بار که من کیک می پزم، آنها هرگز آن را مزه نمی کنند. ما با هم یک آپارتمان مشترک داریم (د) – آشپزخانه، حمام (د) مشترک هستیم، اما سینک و اتاق خواب خودمان را داریم (د). زندگی (زندگی) در انگلستان علاوه بر مطالعه کاملاً آرامش بخش است زیرا می توانید بیشتر کاوش کنید و فعالیت های مختلف را در مدرسه یا حتی برخی از فعالیت های فوق برنامه دیگر انجام دهید

After I come (came) back (to) Hong Kong, I still keep in touch with all my friends in the UK, from different countries like Italy, Malaysia, Japan, UK and other countries. Sometimes we even send email(s) to each other, sometimes they may come to Hong Kong to visit and we will meet each other again.

پس از بازگشت (به) هنگ کنگ، هنوز با تمام دوستانم در بریتانیا، از کشورهای مختلف مانند ایتالیا، مالزی، ژاپن، بریتانیا و کشورهای دیگر در تماس هستم. حتی گاهی اوقات ما ایمیل(هایی) را برای یکدیگر ارسال می کنیم، گاهی اوقات ممکن است برای بازدید به هنگ کنگ بیایند و ما دوباره یکدیگر را ملاقات کنیم

I really enjoy (enjoyed) the time in the UK. I hope you will also have the chance to explore more in other different countries in the future.

من واقعا از زمان در بریتانیا لذت می برم (لذت بردم). امیدوارم در آینده فرصتی برای کاوش بیشتر در کشورهای مختلف دیگر نیز داشته باشید
147 People visits this page
print
S Mojarradi
S Mojarradi
Studying Ph.D. in ELT | Listening To Lyric Music | Studying Novels | Retired | Loving Nature | People | Especially Paintings |

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *